معنی کلمه : نانکو
لغت نامه دهخدا
نانکو. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) ناخوب. ناپسندیده. غیرمستحسن. قبیح. زشت. نانیکو. که نیکو نیست :
نکوکار و بادانش و داددوست
یکی رسم ننهد که آن نانکوست.بر پشت من از زمانه تو می آید
وز من همه کار نانکو می آید.
نکوکار و بادانش و داددوست
یکی رسم ننهد که آن نانکوست.بر پشت من از زمانه تو می آید
وز من همه کار نانکو می آید.
