Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نانموده

تلفظ بین المللی : /nɑnˈemudˌeː/ تلفظ :‌ [nAn'emud,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نازموده
  • نانمودن
  • نانمودنی
  • عذر ناموجه
  • کار ناازموده
  • نالوده
  • نامده
  • نامرده
  • نامنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نانموده. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ظاهرنشده. ظاهرنکرده. ( ناظم الاطباء ). نهانی. پنهانی. مستتر. که بارز و آشکار نیست :
خیز تا بر تو راز بگشایم
صورت نانموده بنمایم.
نظامی.
هم قصه نانموده دانی
هم نامه ناگشوده خوانی.
نظامی.
|| ناکرده. رجوع به نموده شود.

فرهنگ فارسی

ظاهر نشده . ظاهر نکرده

کلمات مرتبط

  • نازموده
  • نانمودن
  • نانمودنی
  • عذر ناموجه
  • کار ناازموده
  • نالوده
  • نامده
  • نامرده
  • نامنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات