معانی کلمه : نان دهی
لغت نامه دهخدا
نان دهی. [ دِ ]( حامص مرکب ) بذل و بخشش. بخشنده و دست و دلباز بودن. به اطرافیان و زیردستان مدد رساندن و با بذل و بخشش معاش ایشان را تأمین کردن. نان رسانی :
کرامت جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده فرماندهی است.
کرامت جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده فرماندهی است.
فرهنگ فارسی
۱ - دادن نان .۲ - بخشندگی سخاوت .
