۱. شرف.
۲. عفت؛ عصمت.
۳. [مجاز] خواهر یا مادر یا همسر مرد که وظیفۀ حفظ حرمت آنها بر عهدۀ اوست.
۴. [مجاز] صاحب سر؛ آگاه و مطلع به باطن امور.
۵. [قدیمی] راز؛ سر.
۶. [قدیمی] مرد ماهر و کاردان.
۷. [قدیمی] کمینگاه صیاد.
〈 ناموس اکبر: [قدیمی، مجاز] جبرئیل.
شریعت. آبرو
۱شرف و عصمت و آبرو ۲زنهای محرم یک خانواده نسبت به مرد آن ...
وحی
فرشته، ملک
ریا، سالوس
احکام، شریعت
قاعده، قانون
تدبیر، کیاست
تزویر، حیله، مکر
عیال، مستوره، همسر
خودپسندی، عجب، کبر
پاکدامنی، عصمت، عفت
آوازه، اشتهار، بانگ، صیت
آبرو، احترام، شرف، عرض، عزت