معانی کلمه : نامور
لغت نامه دهخدا
نامور. (ع اِ) خون . (منتهی الارب ). دم . (المنجد).
فرهنگ عمید
نام آور، نامدار، دارای نام، معروف، مشهور.
فرهنگ معین
(وَ ) (ص . ) معروف ، دارای نام نیک .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نام آور ، مشهور ، معروف نام فامیلی از مردمان کرد و ساکنان اصیل روستای گلالی قروه سنندج میباشد.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nāmvar) (= نام آور) (به مجاز) دارای آوازه و شهرت ، معروف ، مشهور ؛ (در قدیم) (به مجاز) با ارزش، نفیس ، گران بها؛ (در قدیم) نام داده شده ، مسما.
مترادف و متضاد
اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر، مشهور، معروف، نامآور، نامدار، نامی ≠ گمنام
