کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نامناسبی | کلماتور
معانی کلمه : نامناسبی
تلفظ بین المللی :
/nɑmˈonɑsˌebi/
تلفظ :
[nAm'onAs,ebi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سطح نامناسب
عرصه های نامناسب تفریحی
نامناسب
اتحاد و ائتلاف نامناسب
نامناسب برای حمل و نقل
نامناسب برای معاشرت
نامناسب بودن برای چیزی
نامناسب کردن
وضع نامناسب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نامناسبی. [ م ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) مناسب نبودن. مناسبت نداشتن. درخورد و سزاوار و بجا و بموقع نبودن.
فرهنگ فارسی
مناسب نبودن . مناسب نداشتن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
irrelevance (اسم)نا مربوطی، بی ربطی، نا مناسبیinfelicity (اسم)سیاه بختی، نا مناسبی، شومیinconvenience (اسم)ناراحتی، اذیت، نا سازگاری، ناجوری، اسیب، زحمت، اسباب زحمت، مزاحمت، درد سر، نا مناسبیimpolicy (اسم)نا مناسبیinadequacy (اسم)نا مناسبی، نارسایی، بی کفایتی، نابسندگی، عدم تکافو...
کلمات مرتبط
سطح نامناسب
عرصه های نامناسب تفریحی
نامناسب
اتحاد و ائتلاف نامناسب
نامناسب برای حمل و نقل
نامناسب برای معاشرت
نامناسب بودن برای چیزی
نامناسب کردن
وضع نامناسب
نظرات