معقول، غیر عاقلانه، نا عقلانی
( صفت ) ۱ - آنچه که بعقل درست نیاید برخلاف عقل :[ واگرنه بایددست ازمذهب نامعقول بداشتن واعتقادبرایمان وطاعت کردن ...] ۲ - بیهوده باطل : [ و قیاس آن برسخنان نامعقول کند] ۳ - بیجانامناسب : رفتارنامعقول . ۴ - محال .۵- جلف بی ادب :[ آدم نامعقولی است ]