معانی کلمه : نامسموع
لغت نامه دهخدا
نامسموع. [ م َ ] ( ص مرکب ) آنچه شنیده نمیشود. شنیده ناشده. || نامقبول. آنچه پذیرفته نمی گردد. آنچه مقبول نمی گردد.( ناظم الاطباء ). ناشنونده. اجابت ناشده. غیرمستجاب.
فرهنگ فارسی
۱ - شنیده نشده .۲ - پذیرفته نشده نامقبول مقابل مسموع .
