معانی کلمه : نامرجو
لغت نامه دهخدا
نامرجو. [ م َ ج ُوو ] ( ص مرکب ) نامطلوب. نامترقب. مقابل مرجو : و موجب اوایل نامرجو و مظهر عواقب محمود چگونه است ؟ ( سندبادنامه ص 282 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) نامطلوب ناخواسته :[ وموجب اوایل نامرجو و مظهر عواقب محمود چگونه است ] مقابل مرجو .
