کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نافس | کلماتور
معانی کلمه : نافس
تلفظ بین المللی :
/nˈɑfes/
تلفظ :
[n'Afes]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نافسیلین
رأی ناسالم
رب الناس
سوخت نارسی
شوهر نارسیده
عنصر ناسازگار
عوام الناس
کافور ناساخته
کام پی ناس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نافس. [ ف ِ ] ( ع ص ) بدچشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عائن. ( معجم متن اللغة )( اقرب الموارد ). صائب بالعین. آنکه چشم می زند. ( از اقرب الموارد ). || پنجم از تیرهای قمار. ( منتهی الارب ). پنجم تیر از تیرهای قمار. ( آنندراج ). تیر پنجم از قمار. ( مهذب الاسماء ): النافس من سهام المیسر؛ الخامس او الرابع. ( معجم متن اللغة ). || نفیس. مرغوب. ( از متن اللغة ): شی نافس ؛ رفع و صارمرغ...
فرهنگ فارسی
بد چشم . آنکه چشم می زند
کلمات مرتبط
نافسیلین
رأی ناسالم
رب الناس
سوخت نارسی
شوهر نارسیده
عنصر ناسازگار
عوام الناس
کافور ناساخته
کام پی ناس
نظرات