Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناظری

تلفظ بین المللی : /nˈɑzerˌi/ تلفظ :‌ [n'AzeR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ناظری خوردن
  • ناظری کردن
  • ناظری شهرام
  • حافظ ناظری
  • شهرام ناظری
  • احمد الناظری
  • شهرام ناظری و گروه دستان
  • عباس ناظری نیک
  • کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ناظری. [ ظِ ] ( حامص ) نظارت کردن. ناظر بودن. رجوع به ناظر شود. || مباشرت. کارگزاری.

فرهنگ فارسی

۱ - نظارت مراقبت .۲ - مباشرت کارگزاری. ۳ - حق نظارتحق النظاره .

دانشنامه عمومی

ناظری می تواند به افراد زیر اشاره کند:شهرام ناظری، خواننده ، موسیقی دان و استاد موسیقی ایرانی ، کردی و موسیقی مقام ایرانیحافظ ناظری، فرزند شهرام ناظری آهنگساز و خواننده ایرانینادر ناظری، کشتی گیر ایرانیwiki: ناظری ناظری (ابهام زدایی). ناظری می تواند به افراد زیر اشاره کند:شهرام ناظری، خواننده، موسیقی دان و استاد موسیقی ایرانی، کردی و موسیقی مقام ایرانیحافظ ناظری، فرزند شهرام ناظری آهنگساز و خوانن...

کلمات مرتبط

  • ناظری خوردن
  • ناظری کردن
  • ناظری شهرام
  • حافظ ناظری
  • شهرام ناظری
  • احمد الناظری
  • شهرام ناظری و گروه دستان
  • عباس ناظری نیک
  • کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات