Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناظره

تلفظ بین المللی : /nˈɑzerˌeː/ تلفظ :‌ [n'AzeR,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • ناظره خوانی
  • عیون الحقائق الناظره فی تتمه الحدائق الناضره
  • عیون الحقائق الناظره فی تتمیم الحدائق
  • الحدایق الناضره
  • قلعه ناظر
  • کسر ناسره
  • گودی ناظر
  • مهندس ناظر
  • نافره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ناظرة. [ ظِ رَ ] (اِخ ) کوهی است یا آبی است مربنی عبس را یا موضعی است . (منتهی الارب ). جبل او ماء لبنی عبس باعلی الشقیق ، او موضع. (معجم متن اللغة).

ناظرة. [ ظِ رَ ] (ع اِ) چشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). عین . (اقرب الموارد). ج ، نواظر. || اصطلاحاً، نگریستن به بصیرت است از جانبین امر در نسبت بین دو چیز به خاطر اظهار صواب . ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ناظر:۱ - نظرکننده . ۲ - چشم جمع : ناظرات .
کوهیست یا آبیست مر بنی عبس را یا موضعیست .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَاظِرَةٌ: نظر کننده
ریشه کلمه:
نظر (۱۲۹ بار)
wikialkb: نَاظِرَة

کلمات مرتبط

  • ناظره خوانی
  • عیون الحقائق الناظره فی تتمه الحدائق الناضره
  • عیون الحقائق الناظره فی تتمیم الحدائق
  • الحدایق الناضره
  • قلعه ناظر
  • کسر ناسره
  • گودی ناظر
  • مهندس ناظر
  • نافره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات