ناصح . [ ص ِ ] (اِخ ) ابن ظفربن سعد الجرفادقانی مکنی به ابوالشرف ، از شاعران و نویسندگان قرن ششم و هفتم هجری است . رجوع به جرفادقانی ، ناصح بن ظفر در این لغت نامه و نیز رجوع به مجله ٔ یادگار سال اول شماره 4 ص 58 شود.
(تلفظ: nāseh) (عربی) نصیحت کننده ، پند دهنده ؛ (در قدیم) دلسوز ، خیرخواه .
خیرخواه، دلسوز، عبرتآموز، مشفق
اندرزگو، پندآموز، نصیحتگو، نصیحتگر، واعظ
۱. اندرزگو، پندآموز، نصیحتگو، نصیحتگر، واعظ
۲. خیرخواه، دلسوز، عبرتآموز، مشفق