معانی کلمه : ناشتایی
لغت نامه دهخدا
ناشتائی. ( اِ ) هر چیزی که پس از مدتی چیز نخوردن و روزه گرفتن خورند. ( ناظم الاطباء ). صبحانه. ناهارشکن. ناشتاشکن. زیرقلیانی. سلفه. طعام مختصری که صبح با چای یا قهوه رقیق خورند. || ( حامص ) روزه داری. گرسنگی. ناهاری. ( ناظم الاطباء ). ناشتا بودن. رجوع به ناشتا شود.
فرهنگ عمید
غذایی که صبح می خورند.
فرهنگ معین
(ص نسب . ) غذایی که پس از مدتی گرسنگی خورده شود، صبحانه .
فرهنگ فارسی
غذا نخوردن ناشتا بودن .
گویش مازنی
۱صبحانه ۲غذای مختصر برای رفع گرسنگی
/naashtaai/ صبحانه - غذای مختصر برای رفع گرسنگی
