Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناشاد

تلفظ بین المللی : /nˈɑʃɑd/ تلفظ :‌ [n'ASAd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ناشادکام شدن
  • ناشادکامی
  • ناشادمانی
  • ناشادان
  • ناشادمان
  • ناشادکام
  • به ناشادی
  • ناشادی
  • ناشادی گرات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ناشاد. ( ص مرکب ) ناخوش. حزین. ( آنندراج ). بی مسرت. بی شادمانی. ناخشنود. رنجیده. آزرده. ( ناظم الاطباء ). محزون. حزین. غمگین. غمین. افسرده. ملول : خدای عرش ، جهان را چنین نهاد نهادکه گاه مردم شادان و گه بود ناشاد .رودکی ( احوال و اشعار رودکی ص 992 ).از آن کار گشتاسب ناشاد بودکه لهراسب را سر پر از باد بود.فردوسی.ز ری سوی گرگان بیامد چو بادهمی بود یک هفته ناشاد و شاد.فردوسی.چرا باید که چون من سرو آ...

فرهنگ عمید

آن که شاد و خوشحال نیست، غمگین.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه شاد و خوشحال نیست . ۲ - نامرادناکام مقابل شاد.

مترادف و متضاد

اندوهگین، حزین، غمزده، غمگین، گرفته، محزون، مغموم، ناخوشدل، ناکام ≠ شاد


کلمات مرتبط

  • ناشادکام شدن
  • ناشادکامی
  • ناشادمانی
  • ناشادان
  • ناشادمان
  • ناشادکام
  • به ناشادی
  • ناشادی
  • ناشادی گرات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات