معانی کلمه : ناشاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آن که شاد و خوشحال نیست، غمگین.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه شاد و خوشحال نیست . ۲ - نامرادناکام مقابل شاد.
مترادف و متضاد
اندوهگین، حزین، غمزده، غمگین، گرفته، محزون، مغموم، ناخوشدل، ناکام ≠ شاد

اندوهگین، حزین، غمزده، غمگین، گرفته، محزون، مغموم، ناخوشدل، ناکام ≠ شاد