معانی کلمه : ناسی
لغت نامه دهخدا
ناسی . (اِخ ) لقب قلمس است چون ماهها را فراموش می کرد . (از الانساب سمعانی ).
ناسی ٔ. [ س ِءْ ] (ع ص ) اسم فاعل است از نساء. (معجم متن اللغة). رجوع به نساء شود. || فربه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فربه از انسان و حیوان . (اقرب الموارد) (المنجد). مقابل لاغر و نحیف . ج ، نَسَاءَة.
فرهنگ عمید
فراموش کننده، فراموشکار.
فرهنگ فارسی
فراموش کننده، فراموشکار
( اسم ) فراموش کننده فراموشکار .
( اسم ) فراموش کننده فراموشکار .
