Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نازگر

تلفظ بین المللی : /nˈɑzɡar/ تلفظ :‌ [n'AzgaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شارش ناگران رو
  • شارۀ ناگران رو
  • سان نازار
  • سن ـ نازر
  • ناوگران
  • ناوگروه
  • ناوگروه آب خاکی
  • ناگرفته
  • ناگرویدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نازگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) نازنده. ( ناظم الاطباء ). ایجادکننده ناز یا عرض دهنده ناز، نظیر عشوه گر و غمزه گر. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ناز کننده ناز کن نازنده : عاشق جور یار شو عاشق مهر یارنه تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت . ( دیوان کبیر )

کلمات مرتبط

  • شارش ناگران رو
  • شارۀ ناگران رو
  • سان نازار
  • سن ـ نازر
  • ناوگران
  • ناوگروه
  • ناوگروه آب خاکی
  • ناگرفته
  • ناگرویدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات