معانی کلمه : نازکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~ . ) (حامص . ) ۱ - باریکی . ۲ - نرمی و لطافت . ۳ - حساسیت ، زودرنجی .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
تردی، شکنندگی، لطافت، نرمی
frangibility (اسم)
تردی، نازکی، شکنندگی، ظریفی
extenuation (اسم)
کاستی، کمی، نازکی
