( اسم ) ۱ - آنکه ناز و امتناع کند آنکه استغنا نماید.۲ - فخرکننده مباهی .یاسرو نازنده . ۱ - سرو بالنده سرو ناز . ۲ - قامت راست : همان سرونازنده شد چون کمان ندارم گمان گر سر آید زمان ... ۳ - معشوق راست بالا: سرو نازنده پیش چشمه آب بهتر از راستی ندید جواب . ( نظامی لغ. )