Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناز بستر

تلفظ بین المللی : /nˈɑz bˈastar/ تلفظ :‌ [n'Az b'astaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نازبستر
  • ناز
  • ناز اباد
  • ناز اوردن
  • ناز بالین
  • ناز بردار
  • ناز خریدن
  • ناز شست
  • ناز شست داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نازبستر. [ ب ِ ت َ ]( اِ مرکب ) بستر راحت. بستر لطیف و نرم :
گه چوب آستان توام نازبالش است
گه خاک بارگاه توام نازبستر است.
اثیرالدین اخسیکتی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بستر لطیف و نرم و راحت : گه چوب آستان تو ام ناز بالش است گه خاک بارگاه توام ناز بستر است ( اثیراخسیکتی لغ. )

کلمات مرتبط

  • نازبستر
  • ناز
  • ناز اباد
  • ناز اوردن
  • ناز بالین
  • ناز بردار
  • ناز خریدن
  • ناز شست
  • ناز شست داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات