کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناره-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ناره کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈɑreː kˈardan/
تلفظ :
[n'ARe: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ناله کردن
نامه کردن
با صدای بلند ناله و زاری کردن
اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن
صدای شبیه نعره کردن
صدای نکره ایجاد کردن
صفحات را نمره گذاری کردن
علیه کسی ادعا نامه تنظیم کردن
ناله و شکایت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ناره کردن. [ رَ/ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بریسمان کشیدن. بند کردن سبحه و مهره و امثال آن. ( یادداشت مؤلف ) :
چنان چون برشته کند مهره مرد
یلان را به نیزه همی ناره کرد.
اسدی.
فرهنگ فارسی
بریسمان کشیدن بند کردن سبحه و مهره و امثال آن .
کلمات مرتبط
ناله کردن
نامه کردن
با صدای بلند ناله و زاری کردن
اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن
صدای شبیه نعره کردن
صدای نکره ایجاد کردن
صفحات را نمره گذاری کردن
علیه کسی ادعا نامه تنظیم کردن
ناله و شکایت کردن
نظرات