Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نارنج

تلفظ بین المللی : /nˈɑrendʒ/ تلفظ :‌ [n'ARendZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • نارنج افشار
  • نارنج باغ
  • نارنج بن
  • نارنج بندان
  • نارنج بندبن
  • نارنج بون
  • نارنج زرین
  • نارنج قلعه
  • نارنج کل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

نارنج. [ رَ / رِ ] ( اِ ) بفتح «ر» ( و در لهجه مرکزی به کسر ). کردی ، نارنج ، نارنگ . گیلکی ، نارنج. نارنج معرب «نارنگ » است. اصل این لغت هندی است ولی از راه زبانهای ایرانی وارد زبانهای اروپائی شده به صورت اُرانژ و آرنج واُرَنجه و... درآمده و آن از انواع مرکبات است به صورت درختی با میوه های گرد ( که در سطح آن فرورفتگی هائی دیده می شود ) زردرنگ و ترش مزه. ( برهان قاطع چ معین حاشیه ص 2095 ). معرب نا...

فرهنگ عمید

۱. میوه‌ای از نوع مرکبات شبیه پرتقال با پوست تلخ و نارنجی‌رنگ با پره‌هایی آب‌دار و ترش، دارای ویتامین‌های C
۲. درخت این گیاه که خوش‌منظر و دارای گل‌های سفید خوش‌بو است و در مناطق گرم به ثمر می‌رسد.

۱. میوه ای از نوع مرکبات شبیه پرتقال با پوست تلخ و نارنجی رنگ با پره هایی آب دار و ترش، دارای ویتامین های c۲. درخت این گیاه که خوش منظر و دارای گل های سفید خوش بو است و در مناطق گرم به ثمر می...

فرهنگ معین

(رَ) [ معر. ] (اِ.) نیرنگ . ج . نارنجات .

(رِ) (اِ.) درختی است پایا از تیرة مرکبات با میوة آب دار، درشت و کروی .

(رِ ) (اِ. ) درختی است پایا از تیرة مرکبات با میوة آب دار، درشت و کروی .
(رَ ) [ معر. ] (اِ. ) نیرنگ . ج . نارنجات .

فرهنگ فارسی

( اسم ) نیرنگ جمع : نارنجات .

دانشنامه عمومی

'درخت نارنج: درخت نارنج، درخت کوچکی است که در مناطق نسبتاً مرطوب و گرم می روید…درخت نارنج، مادر مرکبات است و پایه بسیار خوبی جهت پیوند شاخه های نارنگی و یا پرتقال است. درخت نارنج، درخت کوچکی است که در مناطق نسبتاً مرطوب و گرم می روید. در سرمای ۱۰ الی۱۵ درجه زیر صفر نمی تواند دوام بیاورد، البته تحمل آن از سایر ارقام مرکبات مانند پرتقال بیشتر است. برگ  های آن سبز شفاف، بیضی شکل، نوک تیز و زیبا است. ...

گویش مازنی

نارنج

/naarenj/ نارنج

فرهنگ اسم ها

اسم: نارنج (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: narenj) (فارسی: نارنج) (انگلیسی: narenj)
معنی: میوه ای آبدار و ترش از مرکبات

گویش اصفهانی

تکیه ای: nârenǰ
طاری: nârenǰ
طامه ای: nârenǰ
طرقی: nârenǰ
کشه ای: nârenǰ
نطنزی: nârenǰ

مترادف و متضاد

orange (اسم)
پرتقال، نارنج، درخت نارنج

sour orange (اسم)
نارنج

فرهنگ فارسی ساره

نارنگ


کلمات مرتبط

  • نارنج افشار
  • نارنج باغ
  • نارنج بن
  • نارنج بندان
  • نارنج بندبن
  • نارنج بون
  • نارنج زرین
  • نارنج قلعه
  • نارنج کل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات