Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناردانگ

تلفظ بین المللی : /nɑrˈadˈɑnɡ/ تلفظ :‌ [nAR'ad'Ang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ناردان
  • ناردان افشاندن
  • ناردان لب
  • ناردانه
  • ناردانه ٔ دشتی
  • ناردانک
  • ناردانا
  • ترشی ناردنگ
  • ناردنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

ناردانگ. ( اِ مرکب ) دانه های نار جنگلی که نیم خشک در خیکی کرده به شهرها برند و از آن در آشها کنند چاشنی آش را. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. ‹ناردان› دانۀ انار.
۲. آب انار.
۳. شربت انار: آنچه شیرین است او شد ناردانگ / وآنکه پوسیده ست نبوَد غیر بانگ (مولوی: ۶۳ ).

کلمات مرتبط

  • ناردان
  • ناردان افشاندن
  • ناردان لب
  • ناردانه
  • ناردانه ٔ دشتی
  • ناردانک
  • ناردانا
  • ترشی ناردنگ
  • ناردنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات