Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نارد

تلفظ بین المللی : /nˈɑred/ تلفظ :‌ [n'ARed]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوکس نارد کالیفرنیا
  • ناردان
  • ناردان افشاندن
  • ناردان لب
  • ناردانه
  • ناردانه ٔ دشتی
  • ناردانک
  • ناردن کلا
  • ناردین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نارد. [ رَ ] (اِ) کنه . جانوری است که بر حیوانات چسبد و خون بمکد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ نظام ) (از جهانگیری ). نارده به زیادتی ها نیز آمده . (شمس اللغات ) (فرهنگ رشیدی ) . || نیش پشه و شپش را هم گفته اند. (برهان قاطع). نیش پشه و شپش و کنه . (ناظم الاطباء). || مردم لئیم و خسیس . || داروئی که به تازی سنبل الطیب گویند. (ناظم الاطباء)....

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - کنه ای که بر تن جانوران چسبد و خون آنها را بمکد . ۲ - پشه بق .
بزبان هندی نام یکی از حکما و مرتاضان هندوستان است .

کلمات مرتبط

  • اوکس نارد کالیفرنیا
  • ناردان
  • ناردان افشاندن
  • ناردان لب
  • ناردانه
  • ناردانه ٔ دشتی
  • ناردانک
  • ناردن کلا
  • ناردین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات