Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نادره

تلفظ بین المللی : /nˈɑderˌeː/ تلفظ :‌ [n'AdeR,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • نادره الزمان
  • نادره بین
  • نادره فن
  • نادره ٔ زمان
  • نادره پرسی
  • نادره پیرا
  • نادره کار
  • نادره گفتار
  • نادره اندیجانی ماه لراییم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نادرة. [ دِ رَ ] (ع ص ) تأنیث نادر. رجوع به نادر شود. || مرتفع. هضبة نادرة، ای مرتفعه . (مهذب الاسماء).

( نادرة ) نادرة. [ دِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث نادر. رجوع به نادر شود. || مرتفع. هضبة نادرة، ای مرتفعه. ( مهذب الاسماء ).نادره. [ دِ رَ / رِ ] ( از ع ، ص ، اِ ) بی مانند. ( فرهنگ نظام ). مرد بی نظیر و بی مانند. ( ناظم الاطباء ) : این سلطان ماامروز نادره روزگ...

فرهنگ عمید

۱. شخص نابغه.
۲. (اسم ) [قدیمی، مجاز] اتفاق عجیب.
۳. (اسم ) [قدیمی، مجاز] سخن دلنشین.
۴. (صفت ) [قدیمی] = نادر

فرهنگ معین

(د ر ) [ ع . ] (اِفا. ) بی مانند، بی نظیر.

فرهنگ فارسی

کمیاب، بی همتا، نوادر، مونث نادر( صفت ) ۱ - مونث نادر. ۲ - واحد نادر . ۳- مبالغه درمعنی نادر(مذکرا ) .الف - چیز کمیاب : میجویم داد نیست ممکن کاین نادره در جهان ببینم . ( خاقانی ) ب - بی مثل بی مانند : [ این سلطان ما امروز نادره روزگاراست . ] ج - عجیب شگفت : نادره تر این که طفلکان نخروشند خون زگلو برنیاورند و بخوشند. ( منوچهری ) د - ( اسم بجای ترکیب وصفی ) واقعه عجیب حادثه شگفتی آور:[مردمان حکایت گ...

دانشنامه عمومی

نادره به یکی از موارد زیر اشاره دارد:حمیده خیرآبادی بازیگر سینمای ایراننادره (شهر) شهری در اردننادره (شاعر) از زنان شاعر پارسی گوی و ازبکی گوی آسیای میانهنادره سالارپور دوبلور و گوینده ایرانینادره حکیم الهی از تندیسگران ایرانیwiki: دره (وادی شباط) واقع شده است، و از توابع استان اب در کشور یمن در شبه جزیره عربستان واقع شده است.فرمانداری النادرة.فرمانداری الشعر.فرمانداری ذُمت.فرمانداری قعطبة.جمعیت ش...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: nadere) (عربی) شخص هوشمند و دارای نبوغ که نظیر او کمتر ظهور می‌کند؛ (به مجاز) (در قدیم) سخن یا حکایت با معنی و دل‌نشین ؛ (در اعلام) نادره بانو نقاش ایرانی سده‌ی یازدهم که در هنر نقاشی در آن دوران سرآمد بود ، + ← نادر.

اسم: نادره (دختر) (عربی) (تلفظ: nadere) (فارسی: نادره) (انگلیسی: nadere) معنی: بی مانند، کمیاب، بی نظیر، شخص هوشمند و دارای نبوغ که نظیر او کمتر ظهور می کند، ( به مجاز ...

مترادف و متضاد

اعجوبه، بدیع، بی‌مانند، شاذ، شگفت، طرفه، کمیاب، لطیفه

rarity (اسم)
تحفه، کمی، کمیابی، ندرت، نایابی، چیز کمیاب، نادره

کلمات مرتبط

  • نادره الزمان
  • نادره بین
  • نادره فن
  • نادره ٔ زمان
  • نادره پرسی
  • نادره پیرا
  • نادره کار
  • نادره گفتار
  • نادره اندیجانی ماه لراییم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات