معانی کلمه : ناخواسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
طلب نشده، بدون خواهش، درخواست نشده.
فرهنگ معین
(خا تِ ) (ص . ) برخلاف اراده و خواست شخصی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) نخواسته نطلبیده : بسرسبزی صبح آراسته بمقبولی نزل ناخواسته . ( نظامی ) ۲ - ناطلبیده بدون درخواست :[... آن یافتی است در غفلت ناخواسته در آمده ...]
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بیاراده، کرهاً، ناخودآگاه، نخواسته، نطلبیده ≠ خواسته
واژه نامه بختیاریکا
سَر گا رُندِه
