معانی کلمه : ناخن گیر
لغت نامه دهخدا
ناخن گیر. [ خ ُ ] (نف مرکب ) چیزی نرم که ناخن در آن بند شود. (آنندراج ). رجوع به ناخن گیر کردن شود.
ناخن گیر. [ خ ُ ] (اِ مرکب ) دست افزار حجامان که بدان ناخن چینند. (آنندراج ). وسیله ٔ گرفتن ناخن . ناخن چین . مقص . ناخن پیرا. ابزاری که بدان ناخن ها را کوتاه کنند.
فرهنگ عمید
وسیله ای که با آن ناخن ها را کوتاه کنند، ناخن چین.
فرهنگ معین
(خُ ) (ص فا. اِ. ) ۱ - ابزاری برای کوتاه کردن ناخن . ۲ - چیزی نرم که ناخن در آن گیر کند.
فرهنگ فارسی
( صفت و اسم ) ۱ - آلتی که بوسیله آن سرناخن را چینند ناخن برا ناخن پیرا ناخن گیره . ۲ - چیزی نرم که ناخن در آن بند شود.
