معانی کلمه : ناخدا
لغت نامه دهخدا
ناخدا. [خ ُ ] (ص مرکب ) بی دین . ملحد. دهری . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
بیدین؛ کافر.
۱. هدایتکننده و فرماندهِ ملوانان کشتی؛ کشتیبان: ◻︎ قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد / و گر ناخدا جامه بر تن دَرَد (سعدی۱: ۱۴۲).
۲. (نظامی) افسر نیروی دریایی، دارای درجهای نظیر سرهنگ یا سرگرد نیروی زمینی.
فرهنگ معین
(خُ ) (اِ. ) کشتیبان ، صاحب کشتی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صاحب کشتی یاکشتیبان، افسرنیروی دریایی، سرهنگ
( صفت ) آنکه بخدااعتقادندارد
( صفت ) آنکه بخدااعتقادندارد
دانشنامه عمومی
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> ناخدا
بی خدا، کافر، بی دین
بی خدا، کافر، بی دین
مترادف و متضاد
ناخداباور
دریانورد، کاپیتان، کشتیبان، ملاح
۱. دریانورد، کاپیتان، کشتیبان، ملاح
۲. ناخداباور
