Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناخدا

تلفظ بین المللی : /nɑxˈodɑ/ تلفظ :‌ [nAx'odA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتمترادف و متضاد
  • ناخدا دوم
  • ناخدا خورشید
  • ناخدا جزیره
  • ناخدا با خدا
  • ناخدا عباس
  • ناخدا و فرمانده اخر دنیا
  • نخل ناخدا
  • قبر ناخدا جزیره
  • کید ناخدا ویلیام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ناخدا. [خ ُ ] (ص مرکب ) بی دین . ملحد. دهری . (ناظم الاطباء).

ناخدا. [ خ ُ ] ( اِ مرکب )صاحب و خداوند ناو که کنایه از کشتی و جهاز است. ( برهان قاطع ). خداوند کشتی و جهاز. ( ناظم الاطباء ). خداوند کشتی را گویند و آن در اصل ناو خدای است. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). خداوند و مالک کشتی. ( از فرهنگ نظام ). || مجازاً راننده کشتی. ( فرهنگ نظام ). و ملاح و ف...

فرهنگ عمید

بی‌دین؛ کافر.

۱. هدایت‌کننده و فرماندهِ ملوانان کشتی؛ کشتیبان: ◻︎ قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد / و گر ناخدا جامه بر تن دَرَد (سعدی۱: ۱۴۲).
۲. (نظامی) افسر نیروی دریایی، دارای درجه‌ای نظیر سرهنگ یا سرگرد نیروی زمینی.

۱. هدایت کننده و فرماندهِ ملوانان کشتی، کشتیبان: قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد / و گر ناخدا جامه بر تن دَرَد (سعدی۱: ۱۴۲ ).۲. (نظامی ) افسر نیروی دریایی، دارای درجه ای ...

فرهنگ معین

(خُ ) (اِ. ) کشتیبان ، صاحب کشتی .

دانشنامه آزاد فارسی

ناخُدامنصبی نظامی یا غیر نظامی در دریانوردی. ناخدا در مفهوم اعم، فرماندۀ کشتی یا ناو، و به معنای اخص درجاتی از افسری ارشد در نیروی دریایی است. درجۀ ناخدایی حد واسط بین ناو سروانی و دریاداری شمرده می شود و سه رده دارد: ناخدا یکم، برابر با سرهنگ؛ ناخدا دوم، برابر با سرهنگ دوم؛ ناخدا سوم، برابر با سرگرد در دیگر نیروهای مسلح. ناخدای نظامی الزاماً فرماندۀ ناو یا ناوچه نیست و ممکن است در مقرهای فرماندهی...

فرهنگ فارسی

صاحب کشتی یاکشتیبان، افسرنیروی دریایی، سرهنگ
( صفت ) آنکه بخدااعتقادندارد

دانشنامه عمومی

ناخدا (یا ناوخدای) بالاترین فرمانده و راهبر در ناو آبی است. در هر کشتی یا قایق که بر آب حرکت می کند، دستور ناخدا بر هر دستور دیگری مقدم است. وی مسئولِ جان و امنیتِ کشتی است. گاهی واژهٔ کاپیتان را به جای ناخدا به کار می برند.Site where you can meet captains from around the worldList of current Master Mariners on Crewtoo.The International Organization of Masters, Mates & PilotsThe Council of America...

اصطلاحات

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> ناخدا
بی خدا، کافر، بی دین

مترادف و متضاد

ناخداباور

دریانورد، کاپیتان، کشتیبان، ملاح

۱. دریانورد، کاپیتان، کشتیبان، ملاح
۲. ناخداباور

captain (اسم)سروان، ناخداcommodore (اسم)ناخدا، افسر فرمانده دریاییshipmaster (اسم)ناخدا، شراعبان، رئیس کشتی...

کلمات مرتبط

  • ناخدا دوم
  • ناخدا خورشید
  • ناخدا جزیره
  • ناخدا با خدا
  • ناخدا عباس
  • ناخدا و فرمانده اخر دنیا
  • نخل ناخدا
  • قبر ناخدا جزیره
  • کید ناخدا ویلیام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات