Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناجح

تلفظ بین المللی : /nˈɑdʒeh/ تلفظ :‌ [n'AdZeh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ناجح ابراهم
  • ناجح حمود
  • ابو ناجح
  • دگرگونی ناحیه ای
  • رئیس خط ناحیه
  • التهاب ناحیه ای ایلیوم
  • رشد نامحدود
  • انتوفاگاستا ناحیه
  • اوکلند ناحیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناجح . [ ج ِ ] (اِخ ) ابن خادربن ثمودبن ادهم بن سام بن نوح . در تاریخ گزیده ص 29 نام وی ضمن شرح نسبت صالح [ از فرزندان او ] آمده است .

ناجح . [ ج ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از نجح . رجوع به نجح شود. || کار سهل و آسان . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || مرد پیروز. (آنندراج ) (منتهی الارب ). مرد پیروزمند. (ناظم الاطباء). || سی...

فرهنگ عمید

۱. رستگار، پیروز، پیروزمند.
۲. کار سهل و آسان.

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - رستگار شونده . ۲ - پیروز، پیروزمند. ۳ - کار سهل ، آسان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - رستگارشونده . ۲ - پیروز پیروزمند. ۳ - کارسهل آسان . ۴ - سیرسریع روش سخت .
ابن خادر بن ثمود بن ادهم بن سام بن نوح .

کلمات مرتبط

  • ناجح ابراهم
  • ناجح حمود
  • ابو ناجح
  • دگرگونی ناحیه ای
  • رئیس خط ناحیه
  • التهاب ناحیه ای ایلیوم
  • رشد نامحدود
  • انتوفاگاستا ناحیه
  • اوکلند ناحیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات