Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناتوانا

تلفظ بین المللی : /nɑtˈavɑnˌɑ/ تلفظ :‌ [nAt'avAn,A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ناتوانایی
  • ناتوانانواز
  • ناتوان
  • ناتوان بین
  • ناتوان سازی گرمایی
  • ناتوان گیر
  • ناتوانی
  • ناخوانا
  • حالت ضعف و ناتوانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

ناتوانا. [ ت َ ] ( ص مرکب ) ناتوان. عاجز. ضعیف. درمانده. مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود :
ز سرگین خر عیسی ببندم
رعاف جاثلیق ناتوانا.
خاقانی.
جهان آفرین ایزد کارساز
توانا کن و ناتوانانواز.
نظامی.

فرهنگ عمید

۱. ضعیف.
۲. عاجز، درمانده.

کلمات مرتبط

  • ناتوانایی
  • ناتوانانواز
  • ناتوان
  • ناتوان بین
  • ناتوان سازی گرمایی
  • ناتوان گیر
  • ناتوانی
  • ناخوانا
  • حالت ضعف و ناتوانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات