Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نابنوا

تلفظ بین المللی : /nɑbˈanvˈɑ/ تلفظ :‌ [nAb'anv'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نابنوایی
  • فراوردۀ نانوایی
  • فرهنگ ناشنوایان
  • کیفیت نانوایی
  • مخلوط آمادۀ نانوایی
  • مخمر نانوایی
  • نانوا
  • نانوا کلا
  • نانوایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نابنوا. [ ب ِ ن َ ] ( ص مرکب ) هر چیزی را گویند که ضایع شده باشد و به کار نیاید. ( برهان ). که به هیچ کار نیاید. ( ناظم الاطباء ). ضایع. تباه : کار مدد و کار کیا نابنوا شدزین نیز بتر باشدشان نابنوائی.منوچهری. || نابه نوا. نه به نوا. بی نوا. بینوا : زر بکف آرم برای دعوت تازان زآنکه در ایام عید نابنوایم.سوزنی....

فرهنگ عمید

۱. ضایع و تباه شده.
۲. بینوا.

فرهنگ معین

(بِ نَ ) (ص . ) ۱ - آن چه که ضایع شده و ب ه کار نیاید، تباه . ۲ - بی نوا، تهیدست .

فرهنگ فارسی

ضایع وتباه شده، بینوا
( صفت ) ۱ - آنچه که ضایع شده و بکار نیاید تباه : کارمدد و کار کیا نا بنواشد زین نیز بتر باشدشان نابنوایی . ( منوچهری ) ۲ - بی نوا تهی دست : زر بکف آرم برای دعوت تا زان زانکه درایام عید نابنوایم . ( سوزنی )

کلمات مرتبط

  • نابنوایی
  • فراوردۀ نانوایی
  • فرهنگ ناشنوایان
  • کیفیت نانوایی
  • مخلوط آمادۀ نانوایی
  • مخمر نانوایی
  • نانوا
  • نانوا کلا
  • نانوایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات