Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نابرومند

تلفظ بین المللی : /nɑbˈorumˌand/ تلفظ :‌ [nAb'oRum,and]
لغت نامه دهخدا
  • نابرشمرده
  • نابودمند
  • نارمند
  • ناروند
  • نازورمند
  • نازورمندی
  • ناصروند
  • آبرومند
  • اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نابرومند. [ ب َ م َ ] ( ص مرکب ) زمین بائر. ناآباد. متروک. ویرانه : وگر نابرومند جائی بودوگر ملک بی پر و پائی بود.که ناکشته باشد به گرد جهان زمین فرومایگان و مهان.فردوسی.وگر نابرومند راهی بودوگر بر زمین گورگاهی بود.فردوسی. || مقابل برومند.رجوع به برومند شود : بسان میوه دار نابرومندامید ما و تقصیر تو تا چند؟نظامی....

کلمات مرتبط

  • نابرشمرده
  • نابودمند
  • نارمند
  • ناروند
  • نازورمند
  • نازورمندی
  • ناصروند
  • آبرومند
  • اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات