معانی کلمه : نائله
لغت نامه دهخدا
نائله . [ ءِ ل َ ] (اِخ ) دختر سعد صحابیه است . (منتهی الارب ).
نائله . [ ءِ ل َ ] (اِخ ) (ابو...) ابونائله سلکان بن سعد صحابی است . (منتهی الارب ). رجوع به ابونائله شود.
فرهنگ فارسی
ابو نائله سلکان بن سعد صحابی است .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nā’ele) (عربی) (مؤنث نائل) ، یابنده ، بهرهمند ؛ کسی که به مقصود و مطلوب خود برسد .
اسم: نائله (دختر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: nā’ele) (فارسی: نائله) (انگلیسی: naele)
معنی: یابنده، بهره مند، کسی که به مقصود و مطلوب خود برسد، ( مؤنث نائل )، ن، ک، نائل، آن که به مقصود رسیده است، نام همسر عثمان خلیفه سوم
معنی: یابنده، بهره مند، کسی که به مقصود و مطلوب خود برسد، ( مؤنث نائل )، ن، ک، نائل، آن که به مقصود رسیده است، نام همسر عثمان خلیفه سوم
