تابوتوان؛ رمق.
۱. (موسیقی) نی.
۲. گلو.
بوی نامطبوع نم و رطوبت که در بعضی از مواد غذایی مانده پیدا میشود.
به ابتدای کلمه میپیوندد و معنی آن را منفی میکند: ناآ گاه، نااستوار، نادرست، ناراست، ناپسندیده، ناتوان، نابینا، ناشکیبا، ناشناس، نارس، نامحرم، ناموافق، نااصل، نااهل، نابالغ.
(اِ.) ناو، کشتی ، ناخدا.
(اِ.) (عا.) تاب و توان ، طاقت .
(اِ.) (عا.) = ناه :بویِ نم ، بویی که از اجناس نم گرفته به مشام می رسد.
(پش .) 1 - بر سر اسم درآید و آن را منفی سازد. (به معنی بی ): نا امن ، ناچیز. 2- غالباً بر سر صفت در آید: نادرست .
ناْ:(na) در گویش گنابادی یعنی نهاد ، قرار داد ، گذاشت
حلقوم
۱نه،علامت منفی ۲توان – طاقت
توان، قدرت nâ nârom>:قدرت ندارم> .
حلقوم
دم، رطوبت
شهنا، نای، نی
تاب توان رمق قوت، قوه
۱. تاب توان رمق قوت، قوه
۲. شهنا، نای، نی
۳. حلقوم
۴. دم، رطوبت