معانی کلمه : میکرب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
1. اندامگانهای میکروسکوپی شامل برخی جلبکها و باکتریها و قارچها و تکیاختهها و ویروسها 2. هر اندامگان میکروسکوپی بیماریزا
مترادف و متضاد
انگل، جرم، طفیلی، ویروس
germ (اسم)
جنین، ریشه، اصل، میکرب
microbe (اسم)
میکرب، زیاچه
فرهنگستان زبان و ادب
{microbe} [زیست شناسی-میکرب شناسی] 1. اندامگان های میکروسکوپی شامل برخی جلبک ها و باکتری ها و قارچ ها و تک یاخته ها و ویروس ها
2. هر اندامگان میکروسکوپی بیماری زا
