Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میوه خوردن

تلفظ بین المللی : /mˈiveː xˈordan/ تلفظ :‌ [m'ive: x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میوه
  • میوه افشاندن
  • میوه اور
  • میوه بندان
  • میوه بوم
  • میوه خانه
  • میوه خوار
  • میوه خواری
  • میوه خور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میوه خوردن. [ می وَ / وِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) تفکه [ ت َ ف َ ک ک ُ ه ْ ]. ( منتهی الارب ). خوردن میوه. از ثمر درختی خوردن : چون ز بیخش برآورد نادان میوه یک بار بیش نتوان خورد.سعدی.و رجوع به میوه و میوه خوار شود. || کنایه است از سود بردن. بهره بردن. برخوردار شدن. بهرمند شدن : من میوه دین همی خورم شوچون گاو تو خار و خس همی خور.ناصرخسرو.- امثال : وقت پیری آمد آن سیب زنخدانم به دست میوه ام دا...

فرهنگ فارسی

خوردن میوه کنایه از سود بردن

کلمات مرتبط

  • میوه
  • میوه افشاندن
  • میوه اور
  • میوه بندان
  • میوه بوم
  • میوه خانه
  • میوه خوار
  • میوه خواری
  • میوه خور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات