معانی کلمه : میون
لغت نامه دهخدا
میون . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ مین ، به معنی دروغ . (آنندراج ).
میون . [ م َ ] (ع ص ) دروغگوی . (منتهی الارب ، ماده ٔ م ی ن ) (آنندراج ). دروغگو. (ناظم الاطباء). سخت دروغزن . (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مویون
wikijoo: میون
فرهنگ فارسی
دروغگوی دروغگو سخت دروغزن
( اسم ) جمع مائه ( در حالت رفعی ولی در فارسی مراعات نکنند ) : ۱ - صدها . ۲ - سوره هایی هستند از قر آن که پس از سوره های سبع الطوال آیند و از آن رو بدین نام خوانده شده اند که هر سوره از آنها بیش از صد آیه - یا نزدیک بدان - دارد .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
میان وسط
/miyoon/ میان وسط
