معانی کلمه : میلان
لغت نامه دهخدا
میلان . (اِ) نوعی از جوارح طیور. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. مایل شدن.
۲. تمایل و گرایش به چیزی.
۲. تمایل و گرایش به چیزی.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: milān) (صفت مشبه از میل) ، خواهش ، آرزو ؛ نام دو روستا در شهرستانهای تبریز و لردگان .
اسم: میلان (پسر) (عربی) (تلفظ: milān) (فارسی: ميلان) (انگلیسی: milan)
معنی: میل، خواهش، آرزو، ( اَعلام ) نام دو روستا در شهرستان های تبریز و لردگان، ( صفت مشبه از میل )، صفت مشبه از میل
معنی: میل، خواهش، آرزو، ( اَعلام ) نام دو روستا در شهرستان های تبریز و لردگان، ( صفت مشبه از میل )، صفت مشبه از میل
