Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میزه

تلفظ بین المللی : /mˈizeː/ تلفظ :‌ [m'ize:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولی
  • میزه شناس
  • میزه نای
  • میزه وند
  • خون میزه
  • شاش میزه
  • سگ میزه واش
  • میز میزه
  • چشم میزه
  • ریز میزه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولی

لغت نامه دهخدا

میزه . [ زَ / زِ ] (اِ) بول . میزک . رجوع به میزک شود.
- میزه کردن ؛ بول کردن . شاشیدن . ادرار کردن .

میزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) میان زین. ( لغت فرس اسدی ). میان زین و خانه زین. ( ناظم الاطباء ). میان زین بود. ( فرهنگ اوبهی ). میان زین اسب را گویند که خانه زین باشد. ( برهان ) ( آنن...

فرهنگ معین

(زَ یا زِ) (اِ.) شاش ، ادرار، میز.

(زَ یا زِ) (اِ.) میان زین اسب ، خانة زین .

(زَ یا زِ ) (اِ. ) میان زین اسب ، خانة زین .
(زَ یا زِ ) (اِ. ) شاش ، ادرار، میز.

فرهنگ فارسی

میان زین اسب خانه زین .

گویش مازنی

ادرار

گویش دزفولی

ادرار


کلمات مرتبط

  • میزه شناس
  • میزه نای
  • میزه وند
  • خون میزه
  • شاش میزه
  • سگ میزه واش
  • میز میزه
  • چشم میزه
  • ریز میزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات