معانی کلمه : میزد
لغت نامه دهخدا
میزد. [ زَ ] (اِ) مخفف میزاد و به همان معنی است یعنی سرور و شادی و مجلس عیش وعشرت . (از شعوری ج 2 ورق 363). رجوع به میزاد شود.
فرهنگ عمید
۱. در آیین زردشتی، خوردنی ای که در مراسم مذهبی مصرف می شود، فدیۀ خوردنی.
۲. [قدیمی] مجلس شراب و بزم و مهمانی: اندر میزد با خرد و دانش / اندر نبرد با هنر و بازو (فرخی: ۴۵۴ ).
۲. [قدیمی] مجلس شراب و بزم و مهمانی: اندر میزد با خرد و دانش / اندر نبرد با هنر و بازو (فرخی: ۴۵۴ ).
فرهنگ معین
(مَ زَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - مجلس شراب و بزم . ۲ - چیز خوردنی که در جشن های مذهبی سر سفره گذارند.
