کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه میرمیران | کلماتور
معانی کلمه : میرمیران
تلفظ بین المللی :
/miramˈirɑn/
تلفظ :
[miRam'iRAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سید هادی میرمیران
جلال الدین میرمیران اصفهانی
علی میرمیرانی
مجموعه میر میران
میرمیراب سفلی
میرمیراب علیا
ناوشکن کلاس میرمیدان
یواس اس میرمیدان
مامیران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
میرمیران. ( اِ مرکب ) امیر امیران. امیرالامراء. فرمانروای فرمانروایان. || عنوانی بود که در دوره تیموری و صفوی به سادات محترم داده می شد. || نوعی شیرینی است که در گیلان بانشاسته برنج و روغن درست کنند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مامیران
کلمات مرتبط
سید هادی میرمیران
جلال الدین میرمیران اصفهانی
علی میرمیرانی
مجموعه میر میران
میرمیراب سفلی
میرمیراب علیا
ناوشکن کلاس میرمیدان
یواس اس میرمیدان
مامیران
نظرات