Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میرزا بنویس

تلفظ بین المللی : /mˈirzɑ benˈevis/ تلفظ :‌ [m'iRzA ben'evis]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات
  • میرزابنویس
  • ماریا بانوس
  • میرزا
  • میرزا اقاخان کرمانی
  • میرزا بره
  • میرزا بیگی
  • میرزا جانی
  • میرزا حسنی
  • میرزا خانلو
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات

لغت نامه دهخدا

میرزابنویس. [ ب ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام ، آن که اندک سوادی در حد نوشتن دارد. دارای کوره سواد. آن که مختصر نوشتن تواند. نویسنده عامی و کم سواد. نویسنده بی ارز. میرزایی بیسواد. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(بِ ) (ص مر. ) ۱ - (عا. ) منشی کم سواد. ۲ - کسی که کار اداری مهمی ندارد.

فرهنگ فارسی

۱ - منشی کم سواد کاتب کم مایه . ۲ - کسی که کاراداری مهمی ندارد و مثلا مشغول سواد برداری یا دفتر نویسی و مانند آنست .

اصطلاحات

معنی ضرب المثل -> میرزا بنویس
نامه نگاری که در نگارش هر مطلب تابع دیگری است و از خود اراده ندارد.

کلمات مرتبط

  • میرزابنویس
  • ماریا بانوس
  • میرزا
  • میرزا اقاخان کرمانی
  • میرزا بره
  • میرزا بیگی
  • میرزا جانی
  • میرزا حسنی
  • میرزا خانلو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات