کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : میرانده
تلفظ بین المللی :
/mirˈɑndeː/
تلفظ :
[miR'Ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرو میراندن
میانده
میاندهی
میراندن
میراننده
میرانه
میرانه 1
میرانه 2
میرنده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
میرانده. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در 18هزارگزی شمال الیگودرز با 263 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
کلمات مرتبط
فرو میراندن
میانده
میاندهی
میراندن
میراننده
میرانه
میرانه 1
میرانه 2
میرنده
نظرات