میراثی. ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به میراث. || مال موروثی و ارثی. ( ناظم الاطباء ). مال میراث. مرده ریگ. مرده ری. مال که از دیگری به نسب یا سبب پس از مرگ او رسیده باشد. مقابل مکتسب : مال میراثی ندارد خود وفاچون بناکام از گذشته شد جدا.مولوی. || میراث برنده. ارث بر. وارث.که میراث از مرده برد : چون امیرمحمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانک شیوه میراثیان باشد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).مرد میراثی چه داند...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به میراث . ۲ - ارث برنده وارث مرد میراثی چه داند قدر مال ? رستمی جان کند مجان یافت زال . ( مثنوی )