معانی کلمه : میراب
لغت نامه دهخدا
میراب . (اِخ ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 37هزارگزی باختری گرمی با 120 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
کسی که آب را به خانه ها و کشتزارها تقسیم می کند، نگهبان آب، آبیار.
فرهنگ معین
(اِ. ) آبیار، نگهبان و ناظر تقسیم آب .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
میر آب: نگهبان آب، کسی که آبرابخانه هاوباغهاوکشتزارهاتقسیم میکند، آبیار، میراو هم گفته شده
( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار.
دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل
( میر آب ) ( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار.
( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار.
دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل
( میر آب ) ( صفت و اسم ) کسی که متصدی تقسیم آب مشترک است و آب را بخانه ها باغها مزارع و غیره رساند آبیار.
