کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه میر-الای | کلماتور
معانی کلمه : میر الای
تلفظ بین المللی :
/mˈir ˈaːlˈɑje/
تلفظ :
[m'iR 'a:l'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرودگاه منطقه ای المیرا کورنینگ
المر ایمس
بانک قرض الحسنه مهر ایران
شهرستان المور ایداهو
سوریلیا ای مورال خوزه
ای میرا
مرکز مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در اسیای غربی و مرکزی
میرآلای
ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( میرآلای )
میرآلای. ( ترکی ، اِ مرکب ) ( اصطلاح نظامی ) سرهنگ سپاه. ( ناظم الاطباء ). در تشکیلات نظامی عثمانی منصبی فوق قایم مقام. سرهنگ در سپاه عثمانی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( میر آلای )
سرهنگ سپاه در تشکیلات نظامی عثمانی منصبی فوق قایم مقام سرهنگ در سپاه عثمانی
کلمات مرتبط
فرودگاه منطقه ای المیرا کورنینگ
المر ایمس
بانک قرض الحسنه مهر ایران
شهرستان المور ایداهو
سوریلیا ای مورال خوزه
ای میرا
مرکز مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در اسیای غربی و مرکزی
میرآلای
ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران
نظرات