Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ میدانگه

تلفظ بین المللی : /mejdˈɑnɡah/ تلفظ :‌ [mejd'Angah]
لغت نامه دهخدا
  • میدانه
  • میدانچه
  • میدانگاه
  • میدانگاهی
  • التوی مردانه
  • روز میدان
  • روش میدان خودسازگار
  • امام خمینی میدان
  • زبان پارسی میانه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

میدانگه. [ م َ / م ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) میدانگاه. مخفف میدانگاه. جای پهن فراخ که عاری از بنا باشد : عابدان نعره برآرند به میدانگه از آنک نعره شیردلان در صف هیجا شنوند.خاقانی.کعبه را نام به میدانگه عام عرفات حجره خاص جهان داوردارا شنوند.خاقانی.بالای هفت خیمه پیروزه دان ز قدرمیدانگهی که هست در آن عسکر سخاش.خاقانی. || میدان چوگان بازی و اسب سواری : فراش صدرش هر شهی بهر چنین میدانگهی چرخ از مه نو هر...

کلمات مرتبط

  • میدانه
  • میدانچه
  • میدانگاه
  • میدانگاهی
  • التوی مردانه
  • روز میدان
  • روش میدان خودسازگار
  • امام خمینی میدان
  • زبان پارسی میانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات