معانی کلمه : میخک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیاهی زینتی با گل های پُرپَر به رنگ های سرخ، بنفش، یا سفید.
فرهنگ معین
(خَ ) (اِمصغ . ) گیاهی است زینتی و علفی از تیرة قرنفلیان که یکساله است و گل های انتهایی زیبا به رنگ های گوناگون (سفید، صورتی ، قرمز بنفش ، نارنجی یا زرد ) دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
سردهای از میخکیان اغلب علفی کوتاه یکساله یا چندساله با حدود 300 گونه که در حاشیۀ باغها میرویند؛ تمام گونههای این سرده عمدتاً بومی نیمکرۀ شرقی هستند و در نواحی مدیترانهای یافت میشوند
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: میخک (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: mikhak) (فارسی: میخک) (انگلیسی: mikhak)
معنی: گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی
معنی: گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید، و صورتی
گویش اصفهانی
تکیه ای: mixak
طاری: mixak
طامه ای: mixak
طرقی: mixak
کشه ای: mixak
نطنزی: mixak
مترادف و متضاد
clove (اسم)
میخک، گل میخک، بوته میخک
cloves (اسم)
میخک
فرهنگستان زبان و ادب
{Dianthus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از میخکیان اغلب علفی کوتاه یکساله یا چندساله با حدود 300 گونه که در حاشیۀ باغ ها می رویند؛ تمام گونه های این سرده عمدتاً بومی نیمکرۀ شرقی هستند و در نواحی مدیترانه ای یافت می شوند
