معانی کلمه : میخ طویله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
میخ بزرگ حلقه دار که در زمین می کوبند و افسار ستور را به آن می بندند.
فرهنگ معین
(طَ لِ ) (اِمر. ) میخ بزرگ که در زمین فرو کنند برای بستن چهارپایان .
فرهنگ فارسی
(اسم ) میخ بزرگ که در زمین کوبندوستوران را بدان بندند . یا میخ طویله پای خروسی . کسی که بسیار کوتاه قد باشد.
مترادف و متضاد
spike (اسم)
تیر، لبه، میخ، میخ بزرگ چوبی، میخ بزرگ، میخ طویله
