معانی کلمه : میثره
لغت نامه دهخدا
مئثرة. [ م ِءْ ث َ رَ ] (ع اِ) آهنی که رندیده می شود بدان باطن سپل شتر تا پی آن گرفته شود. ئؤثور. (منتهی الارب ). ابزاری آهنین که بدان رنده می کنند درون سپل شتر را تاپی آن گرفته شود. (ناظم الاطباء). آهنی که بوسیله ٔ آن درون سم شتر را بتراشند تا اثر پای او در زمین شناخته شود و بتوان از پی آن رفت . (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
جامه که به روی جامه ها پوشند بالشچه مانندی که پیش زین نهند مرکبی از حریر و دیبا که معمول مردم ایران بوده
